Jan 10, 2024 پیام بگذارید

چرا 80 20 80 20 نامیده می شود؟

چرا 80 20 80 20 نامیده می شود؟

اگر تا به حال اصطلاح "{0}}" را در تجارت یا در مکالمات معمولی شنیده اید، ممکن است تعجب کرده باشید که معنی آن چیست. آیا این به یک محصول خاص، یک شرکت یا چیز دیگری اشاره دارد؟ در واقع، عبارت "80 20" هیچ ربطی به محصول یا شرکت خاصی ندارد. در عوض، این مفهومی است که در موقعیت ها و صنایع مختلف کاربرد دارد. در این مقاله، منشأ واژه «80 20»، معنای آن و چگونگی کاربرد آن در طول تاریخ را بررسی خواهیم کرد.

ریشه های 80 20

اصطلاح "80 20" برگرفته از مشاهداتی است که توسط یک اقتصاددان ایتالیایی به نام ویلفردو پارتو در اواخر قرن نوزدهم انجام شد. پارتو متوجه شد که 80 درصد از زمین ایتالیا تنها در اختیار 20 درصد از جمعیت است. او همچنین متوجه شد که به نظر می رسد این تقسیم 80/20 در مناطق دیگر نیز رخ می دهد. به عنوان مثال، 80 درصد از ثروت در ایتالیا تنها در اختیار 20 درصد از جمعیت بود و 80 درصد از نخودهای باغ او تنها از 20 درصد غلاف های نخود بدست می آمد. پارتو مجذوب این پدیده شد و شروع به بررسی بیشتر کرد.

مشاهدات پارتو در نهایت منجر به چیزی شد که امروزه به عنوان «اصل پارتو» یا «قانون 80 20» شناخته می‌شود. این قانون بیان می‌کند که در بسیاری از موقعیت‌ها، تقریباً 80 درصد از اثرات تنها از 20 درصد علل ناشی می‌شوند. مثلا:

- در تجارت، 80 درصد از فروش ها معمولاً از 20 درصد مشتریان حاصل می شود.
- در توسعه نرم افزار، 80 درصد از باگ ها معمولاً فقط در 20 درصد کدها یافت می شوند.
- در تولید، 80٪ از عیوب به طور معمول تنها توسط 20٪ از منابع ایجاد می شود.

اصل پارتو در بسیاری از زمینه های مختلف فراتر از اقتصاد و تجارت رعایت شده است. این در زمینه هایی مانند مراقبت های بهداشتی، آموزش و روانشناسی، به نام چند مورد استفاده شده است.

برنامه های رایج 80 20

پس چرا قانون 80 20 در بسیاری از مناطق مختلف رایج است؟ چند توضیح ممکن وجود دارد. یکی این است که قانون صرفاً بازتابی از تنوع طبیعی است. در بسیاری از سیستم‌ها، تعداد کمی «هی‌تر» وجود دارد که بخش بزرگی از فعالیت را تشکیل می‌دهند. به عنوان مثال، در یک شبکه اجتماعی، تعداد کمی از کاربران ممکن است مسئول اکثر ترافیک باشند. در یک جنگل، چند درخت بزرگ ممکن است بیشتر زیست توده را تشکیل دهند.

توضیح دیگر این است که این قانون ممکن است منعکس کننده تاکید اصل پارتو بر کارایی باشد. اگر یک شرکت بتواند 20 درصد از مشتریان خود را که مسئول 80 درصد فروش آن هستند شناسایی کند، می تواند تلاش خود را بر روی این مشتریان متمرکز کند و به طور بالقوه درآمد خود را بدون هدر دادن منابع برای مشتریان کم سود افزایش دهد. به طور مشابه، اگر یک تیم توسعه نرم‌افزار بتواند 20 درصد کد خود را که حاوی بیشترین باگ است شناسایی کند، می‌تواند تلاش خود را بر رفع این اشکالات متمرکز کند و به طور بالقوه کیفیت کلی پایگاه کد را بهبود بخشد.

به دلیل تطبیق پذیری و کاربرد گسترده، قانون 80 20 توسط بسیاری از صنایع و زمینه های مختلف پذیرفته شده است. در اینجا فقط چند کاربرد متداول این قانون آورده شده است:

تجارت و بازاریابی

یکی از شناخته شده ترین کاربردهای قانون 80 20 در تجارت و بازاریابی است. همانطور که قبلا ذکر شد، این قانون نشان می دهد که بخش بزرگی از درآمد یک شرکت معمولاً از بخش کوچکی از مشتریان آن است. بنابراین، منطقی است که یک شرکت تلاش های بازاریابی خود را بر روی آن بخش کوچکی از مشتریان متمرکز کند تا بازده سرمایه خود را به حداکثر برساند.

به عنوان مثال، اگر یک شرکت محصولی را بفروشد که به مخاطبان خاص پاسخ دهد، ممکن است به جای تلاش برای جلب نظر جمعیتی گسترده‌تر، به طور انحصاری آن مخاطب را هدف قرار دهد. با تمرکز تلاش های خود بر روی 20 درصد مشتریانی که به احتمال زیاد محصولش را خریداری می کنند، شرکت به طور بالقوه می تواند با تلاش و هزینه کلی کمتر درآمد بیشتری ایجاد کند.

مدیریت پروژه

قانون 80 20 همچنین می تواند برای مدیریت پروژه اعمال شود. در بسیاری از موارد، بیشتر ارزش یک پروژه از بخش کوچکی از کار ناشی می شود. به عنوان مثال، در توسعه نرم افزار، چند ویژگی کلیدی ممکن است اکثریت ابزار یک محصول را تشکیل دهند. به طور مشابه، در ساخت و ساز، چند جزء حیاتی ممکن است اکثریت عملکرد یک ساختمان را تشکیل دهند.

با شناسایی این مؤلفه‌های «با ارزش»، مدیران پروژه می‌توانند ابتدا تلاش خود را بر تکمیل آنها متمرکز کنند تا کارایی و تأثیر کلی پروژه را به حداکثر برسانند. این به عنوان رویکرد "مسیر بحرانی" برای مدیریت پروژه شناخته می شود.

مدیریت زمان

قانون 80 20 همچنین می تواند برای مدیریت زمان اعمال شود. اگر می‌خواهید بهره‌وری خود را بهینه کنید و زمان خود را به طور مؤثرتری مدیریت کنید، می‌توانید از این قانون برای شناسایی وظایفی که مهم‌ترین هستند استفاده کنید و بر اساس آن آنها را اولویت‌بندی کنید. به عنوان مثال، اگر 10 کار را در روز باید انجام دهید، احتمالاً 2 تا از آنها 80 درصد ارزش یا نتایج را تشکیل می دهند. با تمرکز روی آن 2 کار ابتدا، می توانید به طور بالقوه بهره وری خود را افزایش دهید.

بهره وری شخصی

در نهایت، قانون 80 20 را می توان برای بهره وری شخصی اعمال کرد. با تمرکز بر فعالیت‌هایی که بیشترین رضایت را برای شما به ارمغان می‌آورند یا با ارزش‌های شخصی شما همسو هستند، می‌توانید رفاه و احساس موفقیت خود را به حداکثر برسانید. این گاهی اوقات به عنوان "سبک زندگی 80 20" شناخته می‌شود و شامل حذف فعالیت‌های غیرضروری به منظور آزاد کردن زمان و انرژی برای مهم‌ترین فعالیت‌ها است.

نتیجه

اصطلاح "{0}}" ممکن است در ابتدا مرموز به نظر برسد، اما منشا و کاربردهای آن در واقع کاملاً ساده است. این قانون منعکس کننده این است که 80٪ از اثرات در بسیاری از موقعیت ها فقط از 20٪ علل ناشی می شود و در زمینه های مختلف از کسب و کار گرفته تا بهره وری شخصی اعمال شده است. با شناسایی اجزای «با ارزش» یک سیستم و تمرکز بر آنها، افراد و سازمان ها به طور بالقوه می توانند کارایی، بهره وری و تأثیر خود را به حداکثر برسانند.

ارسال درخواست

whatsapp

skype

ایمیل

پرس و جو